داستان شماره 004 - داستان کوتاه جایزه تحویل
جایزه تحویل
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی
با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۵ ب.ظ توسط میثاق
|
در این وبلاگ سعی کردم،تجربه های شخصی خودم رو در هر زمینه ای که تو زندگی در مسیرم قرار گرفت،در اختیار شما دوستان قرار دهم...